ترجمه روان تفسیری قرآن جوانان و نوجوانان ملکی
معرفی ترجمه روان تفسیری قرآن جوانان و نوجوانان:
- سایز ترجمه روان تفسیری قرآن جوانان و نوجوانان: رقعی 10*16
- جنس جلد: سخت (گالینگور) و ترمو
جامعۀ ما نیازمند ترویج فرهنگ قرآنی است و گام نخست در گسترش این فرهنگ، درک آسان و سریعِ آموزههای زندگیساز قرآن است. خلأ ترجمهای «فهمیدنی و پیامرسان از قرآن» در جامعۀ ما کاملاً مشهود است. خوشبختانه، سال گذشته بعد از هشت سال تلاش متمرکز و تماموقت، جدیدترین ترجمۀ قرآن با نامِ «ترجمۀ خواندنی قرآن، بهروشِ تفسیری و پیامرسان برای نوجوانان و جوانان» به چاپ رسید و با استقبال گسترده و روزافزون مخاطبان معارف ناب قرآنی مواجه شد.
این ترجمۀ روان ویژگیهای متمایزی دارد؛ بهنحویکه با خواندنِ فقط یک صفحه از آن متوجه لحن و زبان جدیدش خواهید شد. این اثر به تأیید کارشناسان طراز اول معاونت قرآنِ وزارت ارشاد و صاحبنظران ورزیدۀ حوزۀ علمیۀ خراسان رضوی رسیده است و آن بزرگواران بر ضرورت چاپ و ترویج این اثر صحّه گذاشتهاند.
این اثر در ردۀ ترجمههای «پیامرسان» (مضمونی و مُرادمحور) جای میگیرد و بندبندِ آن مستند بر تفاسیر گرانسنگ قرآن مجید است. ویژگی دیگرش این است که «بوی ترجمه نمیدهد!» زیرا دغدغۀ بنیادین مترجم و ویراستار، آن بوده است که معنای آیات وحی را در ساختارهای درست و سالم فارسی بریزند و ترجمهای سراپا «فارسی» بهدست دهند تا هر خوانندهای که این ترجمه را بهدست میگیرد و میخواند، روان پیش برود و زیرساختِ جملهها را سریع بفهمد و آیههای هر سوره را مرتبط به هم ببیند و در نهایت، از فهم معارف شیرین قرآن لذت ببرد.
در ضمن، متخصصان و کارشناسان پُرشماری در جریان شکلگیری آن بودهاند و بعد از شنیدن مبانی و بررسی بخشهایی از ترجمه، کلیّت کار و ویژگیهایش را پسندیده و تأیید کردهاند. امیدواریم با حساسیتها، دقتورزیها و خوشقلمیهای مترجم و ویراستار، انتظارات شما از یک ترجمۀ جذاب و فهمیدنی برآورده شود.
سخن مترجم:
متولد 49 هستم. در شهر اراک به دنیا آمدم. 13 ساله بودم که طلبه شدم. همانسال به جبهه رفتم و همانجا با جوانی بسیجی آشنا شدم که به انگلیسی حرف میزد. این شد که در کنار دروس طلبگی، زبان انگلیسی را هم یاد گرفتم.
سال هفتاد به قم کوچیدم. ده سال تمام پای درس تفسیر استاد جوادی آملی زانو زدم و بادهنوش زلال معارف وحیانی شدم. چه سالهای شیرینی بود!
بعد از اتمام درسهای رسمی طلبگی، دست تقدیر پای مرا به مشهد مقدس کشاند. آنجا هم مطالعات تفسیری را رها نکردم و درس استاد را از رادیو معارف پی میگرفتم.
رمضان سال 88 فرا رسیده بود. مشغول نوشتن کتابهایی دربارهٔ حج و عمره بودم. دخترانم موقع خواندن قرآن، دائم از ترجمههاش سوال داشتند: “این جمله یعنی چی؟!”، “این کلمه به چه معناست؟!”، “ربط این عبارت با قبل و بعدش چی میشه؟!” و… .
سخت تو فکر فرو رفتم. لطف خدای مهربان شامل حالم شد:
ترجمهٔ قرآن برای جوان و نوجوان و چه کاری از این بهتر!
فورا دست به کار شدم. یک سری کتاب کودک خواندم. ترجمهٔ فارسی کتاب مقدس را دیدم و یک سری کتاب و مقاله درباره ترجمه و ترجمهٔ قرآن. تجربهٔ تالیف و ترجمه هم که داشتم.
شروع کردم به ترجمهٔ جزء 30 بعد ترجمه، هر سورهای را به دانشآموزان یکی دو کلاس میدادم تا بخوانند و نظر بدهند. کار خوبی از کار درآمد و از آن استقبال شد.
تشویق شدم و دلم قرص شد تا همه قرآن را همانطور ترجمه کنم؛ یعنی تفسیری و پیامرسان.
6 سالی کار طول کشید. دو سال هم ویراستاریش. شکر خدا رمضان 96 چاپ شد. رمضان امسال هم ویرایش دومش و سالهای بعد هم انشاءالله ویرایشهای بعدی.
اگر چه ترجمه برای جوانها و نوجوانها نوشته شده، بزرگترها هم دوستش دارند. خوشبختانه همه جور آدم توانسته باهاش ارتباط بگیره. روان بخونه و راحت بفهمه.
الان که اینها را دارم مینویسم، به کارهای بزرگی هم فکر میکنم: مثل ترجمه قرآن البته فعلا به چهار زبان زنده دنیا که بیش از نیمی از مردم روی زمین را پوشش میده؛ یعنی انگلیسی و اسپانیولی و چینی و روسی.
دعا کنید تو این راه موفق بشوم تا مردم دنیا هم از خواندن قرآن لذت ببرند و زندگیهاشون را با راهنماییهای اون سروسامان بدهند و از خیر دنیا و آخرت بهرهمند بشوند. به امید فرداهایی بهتر در فهم معارف قرآن…
نظرات خوانندگان ترجمه روان تفسیری قرآن جوانان و نوجوانان:
خانم حسینی از کرمان:
بیشتر از سه سال پیش، لغتی به نام «قرآنم» در ادبیاتم نبود. قرآن داشتیم، محض تبرک بود و خواندنش در ماه مبارک رمضان و سر گرفتن شبهای قدر و تمام. باقی سال روی طاقچه بود. راستش را بگویم “حافظ” بیشتر میخواندم تا قرآن. چرا؟ چون نمیفهمیدمش. عربی قرآن بلد نبودم (و نیستم هنوز هم) ترجمهها هم که قربانشان بروم همان عربی بودند با «از» و «با» و «که» … اما سه سال پیش همین حوالی من با قرآنی آشنا شدم که شد «قرآنم» آقای علی ملکی ترجمهاش کرده بود به چه قشنگی و خوانایی. داستانی بودن قرآن را، لحن مهربانش را، ناظر آگاه بودن را … به خوبی منتقل کرده بود و من با آن قرآن دوست شدم. از آن به بعد قرآنم بیشتر از هرکتاب دیگری در دستم بود و بیشتر روزهای سال را با هم گذراندیم. هرچه بیشتر خواندم بیشتر با خدای درک کنندهی همراه و مهربان آشنا شدم و کتاب مقدس، از روی طاقچه آمد پایین در جریان روزمرهی زندگیام شد کتاب راهنما. خدا آمد در هرروز زندگیام…
آقای نوری از تهران:
گاهی برای رو نمایی از یک اختراع که بیش از یکیدو سال هم وقت نگرفته، وکیل و وزیر و رئیس صف میکشند. اما دستاوردهای فرهنگی، چون ملموس نیست، مغفول است. چون از دیده رفته از دل نیز رفته و این خود شاهدی است گویا بر مظلومیت مسائل فرهنگی. روی جلد «ترجمهٔ خواندنی قرآن» نوشته است: برای جوانان و نوجوان. اگر منظور این است که بزرگسالان بدان بینیازند، بعید میدانم؛ اما موافقم که لطافت و طراوت جوان و نوجوان بیشتر با آن مأنوس است. «ترجمهٔ خواندنی قرآن» فقط خواندنی نیست، ماندنی نیز هست. از این پس، هرجا میروم، چه مدرسه، چه دانشگاه، چه مسجد، چه هیئت، چه حرم، چه امامزاده…، یک جلد کتاب همراه خود میبرم و به همه میگویم: «همهٔ آثار شهید مطهری را بخوانید؛ اما این کتاب را از روی میزتان کنار نگذارید!»
۱,۳۰۰,۰۰۰ تومان
پرداخت در 4 قسط
امکان خرید قسطی با اسنپ پی

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.