نمایش 17–32 از 42 نتیجه
تو بزگ می شوی و احساسات و هیجاناتت هم رشد و تغییر می کنند. همه ی آدم ها هر روز
قبلترها احساسات تو بسیار ساده بودند، اما انگار این روزها سوار قطار هوایی هیجانهایت شدهای! این کتاب، در ادامهی کتابهای
وقتی فقط یک قوطی نوشابه از پنجره بیرون میاندازید، شاید به نظرتان خیلی مهم نباشد. درسته؟! اما اگر همهی افراد
«میدانم نمرهی بدی در این امتحان خواهم گرفت… برای همین حتی تلاش نمیکنم پاسخ سوالات را به درستی بنویسم!» برتا
«بینی سبز! چقدر احمقانه» پانچلو با خودش فکر کرد داشتن بینی سبز او را سریعتر، باهوشتر یا قویتر نمیکند، بلکه
اینترنت جای باحال و شگفتانگیزی است و کلی چیز یادمان میدهد. اما همین اینترنت، بعضی وقتها شبیه یک چالهی گنده
ورود آدمچوبی مشهور، شهر آدمچوبیهای ومیکی را به کلی تغییر داده بود، به ویژه پانچلو خیلی تحت فشار بود. اما
جمعآوری جعبه و توپ در شهر مُد شده بود! جعبههای رنگارنگ و توپهای فانتزی اما تو خالی. همهی اهالی دهکدهی
شما همواره از نظر خداوند ارزشمند هستید. این داستان، سرگذشت کودک درون هر کدام از ماست، تا باور کنیم کسی
خشم، احساسی شدید و پرقدرت است. خشم به ما کلی انرژی میدهد و وقتهایی که مشکلی پیش میآید یا چیزی
اضطراب احساسی است که از نگرانی، ترس یا دلواپسی نشأت می گیرد. وقتی این احساس شدید نباشد مشکلی به وجود